تبلیغات
دل شیکسته - یک مسافر از دیار بی کسی

دل شیکسته

دلم گرفته میدونم که میدونی چرا...

با سلام ... ورود شمارا به وبلاگ دل شیکسته خوش آمد میگویم ... برای مشاهده کامل مطالب از آرشیو مطالب وبلاگ استفاده کنید.


جــدا کننــده متـن

در کنار ساحل دریای غم
قایقی میسازم از دلواپسی
بر دو سوی پرچمش خواهم نوشت
یک مسافر از دیار بی کسی


جــدا کننــده متـن

ماشین به راه افتاد … حس میکنم اما چیزی از من به جا مانده ؛ بر روی سینه می گذارم آهسته دستم را … جای دلم خالی !


جــدا کننــده متـن

حکایت من حکایت کسی است که عاشق دریا بود اما قایق نداشت دلباخته سفربود اما همسفر نداشت حکایت کسی است که زجر کشید اما زجه نزد زخم داشت ولی ناله ای نکرد نفس میکشید اما هم نفس نداشت و خندید تا کسی غمش را نفهمد

جــدا کننــده متـن

این دلی که شکستی مال من نبود

خیلی وقت پیش تقدیم به تو شد

خوشحالم چون حالا میتونم جای دل سنگ بذارم تو ســ ــینه . . .

جــدا کننــده متـن

خوشحالم که بردم چون کسی رو از دست دادم که دوستم نداشت

خوشحالم که باختی چون کسی رو از دست دادی که دوستت داشت . . .



جــدا کننــده متـن

تو دل منو شکستی و لی من دل تو رو نمی شکنم

چون یک دل شکسته بهتر از دو دل شکسته است . . .


جــدا کننــده متـن

چقدر سخته

تو چشای کسی که تمام عشقت رو ازت دزدید وبجاش یه

زخم همیشگی رو قلبت هدیه داد زول بزنی و بجای اینکه

لبریز کنید و نفرت شی حس کنی که هنوز هم دوسش داری . . .

جــدا کننــده متـن

گفت : میخوام برات یادگاری بنویسم

 

گفتم : کجا ؟

 

گفت : روی قلبت

 

گفتم : باشه ، بنویس تا همیشه یادگاری بمونه

 

یه خنجر برداشت

 

گفتم : این چیه ؟

 

گفت : هیس

 

ساکت شدم

 

گفتم : بنویس چرا معطلی ؟

 

خنجر رو برداشت و با تیزی خنجر نوشت

 

دوستت دارم دیوونه

 

اون رفته

 

خیلی وقته

 

کجا ....؟

 

نمیدونم

 

اما

 

هنوز زخم خنجر یادگاریش رو قلبم مونده



جــدا کننــده متـن

جای دسته گلی که فردا در قبرم نثارم می کنی

امروز با شاخه گلی کوچک یادم کن

به جای سیل اشکی که فردا بر مزارم می ریزی

امروز با تیسمی شادم کن

به جای اون متن های تسلیستی که فردا برام می نویسی

امروز با یک پیغام کوچک خوشحالم کن

من امروز به تو نیاز دارم نه فردا

جــدا کننــده متـن


چه سخته اون لحظه ای که

اشک تو چشمات حلقه زده و سعی می کنی

با لبخندی رو لبت بگی

من خوبم



جــدا کننــده متـن

تا که بودیم ، نبودیم کسی / کشت ما را غم بی هم نفسی

تا که خفتیم همه بیدار شدند / تا که مردیم همگی یار شدند

قدر آن شیشه بدانید که هست / نه در آن لحظه که افتاد و شکست . . .

 




[ چهارشنبه 16 اردیبهشت 1394 ] [ 02:40 ب.ظ ] [ zahra sarafrazi ]

[ نظرات() ]


مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه